درباره ما |
.: ♣ کسب درآمد میلیونی از اینترنت ♣ :.
1. کسب درآمد با سیستم همکاری در فروش دایان با عضویت در سیستم همکاری در فروش دایان هم می توانید اقدام به زیرمجموعه گیری و کسب درآمد از آنها پرداخته و هم با فروش محصولات آن درصدی پورسانت دریافت کنید.2. کسب درآمد از طریق اس ام اس: پیامک بخون پول بگیر با عضویت در سیستم و فعال سازی اکانت خود، به ازای هر پیامکی که برای شما ارسال میشود، مبلغی به حساب شما در سایت افزوده میشود. که میتوانید این مبلغ را پس از رسیدن به حدنصاب دریافت نمایید.
موضوع :
اخبار وبدانلود
ادامه مطلب
موضوع :
جالب
خیلی جالبه : لذت های کم هزینه
گه كمی و فقط كمی بخواهیم از زندگی
لذت ببریم و نگاهمان را كمی بهتر كنیم بسیاری از لذت ها نه وقت زیادی می
خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر تغییرات زیاد در یه روزی كه معلوم نیست كی
باشد نباشیم...در کوچکترین اتفاقات عظیم ترین تجارب بشر نهفته است . باور
کنید ...
ادامه مطلب
موضوع :
جالب
عشقی که میلیون ها نفر با آن گریه کردند!
ادامه مطلب
موضوع :
جالب
شوخی های رکیک جنسی در یک نمایش!
نمایش
“ازدواج در قهوهخانه” به کارگردانی بهزاد محمدی که این روزها در سالن
آمفیتئاتر پردیس سینمایی قلهک اجرا میشود، اثری مملو از شوخیهای رکیک
جنسی است که اجرای این اثر یک سؤال اساسی را در ذهن متبادر میکند سالها است که گروههای تئاتر حرفهای و هنرمندانی که انرژی و زمان خود را صرف روشن نگه داشتن چراغ تئاتر کردهاند، بارها و بارها با مسائل مختلفی که از سوی شورای نظارت و ارزشیابی ادارهکل هنرهای نمایشی ایجاد شده مواجه شدهاند. بارها و بارها هنرمندانی که کارنامه کاریشان قابل قبول است و آثار قابل توجهی را در عرصه تئاتر تولید و اجرا کردهاند از برخی برخوردهای شورای نظارت و ارزشیابی در امان نبودهاند. بارها و بارها شاهد بودهایم که تئاترهای پر مخاطب که از کیفیت قابل توجهی نیز برخوردار بودند هیچگاه نتوانستند بیش از 30 تا 40 اجرا و در نهایت 60 اجرا در سالنهای تئاتری داشته باشند و یکی از دلایل این امر نیز نبود سالنهای کافی تئاتر و تعداد بالای گروههای متقاضی اجرا ذکر شد. بارها و بارها گروههای جوان و دانشجویی تئاتر که آثاری را جسورانه و
با خلاقیت تولید کردند با اصلاحیههایی از سوی شورای نظارت و ارزشیابی
ادارهکل هنرهای نمایشی مواجه شدند. در کنار تئاتر حرفهای و تئاتر
دانشجویی، تئاتر آزاد نیز از دیگر بخشهای تئاتر است که طی سالهای گذشته
فعالیتهای مستمری داشته است. اما جای تعجب است که در چنین شرایطی که شورای نظارت و ارزشیابی با جدیت تمام پیگیر تولید و اجرای آثار نمایشی است چگونه در سالنی در شهر تهران و در مقابل چشم مخاطبان که بخش اعظمی از آنها را خانوادهها تشکیل دادهاند، اثری در حال اجرا است که جز شوخیهای رکیک جنسی در کلام و اجرا چیزی ندارد. نمایش “ازدواج در قهوهخانه” به کارگردانی بهزاد محمدی که این روزها اجرا میشود و با جرأت میتوان از استفاده از نام تئاتر برای آن خودداری کرد، اثری است که پایه اصلی اجرای فیالبداهه آن بر شوخیها رکیک جنسی است. شوخیهای رکیکی که افرادی که با نام بازیگر در آن حضور دارند علاوه بر بیان کلمات رکیک و ادبیات ناپسند از حرکات فیزیکی نامناسب نیز برای پر رنگتر شدن این شوخیهای جنسی استفاده میکنند و در مقابل خانوادهها و مخاطبانی که گمان میکنند به تماشای اثری نمایشی نشستهاند، با آب و تاب انجام میدهند. “ازدواج در قهوهخانه” که تنها تلاش تولید کنندگانش این بوده که داستانی یک خطی از دلباختکی دختری به مردی با نام سالار دارد و در این بین فردی دلقکگون با نام همت برای رسیدن به این دختر در قهوهخانه حضور دارد و این امر بهانهای است برای شکل گرفتن شوخیها و ادبیات مستهجن و ناپسند. شوخیهایی که با آغاز کار و حضور همت در قهوهخانه درباره فرد دیگری در این اثر با نام “خاله کتی” آغاز میشود. نکته عجیب این است که مردان و زنانی که در این اثر نامطلوب حضور دارند کل روند کار را بر روی شوخیهای جنسی و ادبیات و حرکاتی ناپسند گذاشتهاند و در هر چه پر رنگتر کردن این اعمال زشت ابایی ندارند. بخش دیگر “ازدواج در قهوهخانه” به مانند یک شوی ویدئویی است. در این بخش سالار و همت که یکی لاتی مورد علاقه دخترک جوان ساکن در قهوهخانه و دیگری مردی به ظاهر ساده به همراه مرد دیگری که انسانی دو جنسی است به اجرای کنسرت موسیقی و اجرای آهنگهای مختلف میپردازند و در این اجراها هم از شوخیهای جنسی کاسته نمیشود. حتی افراد حاضر در این اثر کار را به جایی میرسانند که مداحی مداحان اهل بیت را نیز به سخره میگیرند و بدون هیچ ابایی رفتارهای شینع خود را با رنگ و لعاب بیشتری انجام میدهند. نکته قابل توجه و عجیب این است که در انتهای این اثر هجو، بهزاد محمدی که به قول خود کارگردان و بازیگر این اثر است رو به حاضران شروع به نصیحت جمع کرده و به آنها درباره فواید خنده میگوید و تأکید میکند: زندگی ریاضیات نیست که به آن فکر کنید. زندگی یک اثر هنری است.
اما عجیبترین نکته این است که چگونه شورای نظارت و ارزشیابی ادارهکل هنرهای نمایشی و انجمن نمایشگران آزاد مجوز اجرای چنین اثری را صادر کردهاند؟ اثری که قرار نیست یک یا دو هفته یا یک ماه اجرا شود، بلکه قرار است ماهها و ماهها در تهران و به گفته مسئول گروه در شهرستانها اجرا داشته باشند. عجیب است وقتی که گروههای تئاتر حرفهای که در بزرگترین رویداد تئاتری ایران اثر قابل قبولی را به صحنه میبرند اما برای اجرای عمومی نمیتوانند مجوز دریافت کنند، چگونه مجوز اجرا به چنین کار سخیفی صادر میشود؟ آیا اجرای “ازدواج در قهوهخانه” با بلیت 12 و 15 هزار تومان و دو نوبت اجرا در روزهای پایانی هفته فرهنگسازی مناسبی برای مخاطبان و علاقهمندان به هنر دارد؟ این وضعیت باید مشخص شود که کدام نهاد یا سازمانی به چنین اثری مجوز اجرا داده است. نکته جالب این است که بهزاد محمدی در گفتگویی با یکی از رسانههای رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای همکاری و صدور مجوز اجرای اثر خود تقدیر و تشکر کرده بود.
موضوع :
جالب
24ساعت از زندگی یک دختر ایرانی (طنز)
صبح: دیدن رویای شاهزاده سوار بر اسب در خواب…..
۷صبح: شروع می کنه به آماده شدن . آخه ساعت ۱۲ ظهر کلاس داره!!!!!!!! ۸ صبح: پس از خوردن صبحانه مفصل (علی رغم ۱۸ کیلو اضافه وزن) شروع می کنه به جمع آوری وسایل مورد نیاز: جوراب و مانتو و کیف و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و… ۹صبح: آغاز عملیات حساس زیر سازی بر روی صورت (جهت آرایش) ۱۰ صبح: عملیات زیرسازی و صافکاری و نقاشی همچنان با جدیت ادامه دارد . ۱۱ صبح: عملیات آرایش و نقاشی و لنز کاری و فیشیل و فوشول با موفقیت به پایان می رسد و پس از اینکه دختر خودش رو به مدت نیم ساعت از زوایای مختلف در آیینه بررسی کرد و مامان جون ۱۹ تا عکس از زوایای مختلف ازش گرفت، به امید خدا به سمت دانشگاه میره . ۱۲ ظهر: کلاس شروع شده و دختره وارد کلاس میشه تا یه جای خوب برا خودش بگیره . ( جای خوب تعابیر مختلفی داره . مثلا صندلی بغل دستی پولدارترین پسر دانشگاه – صندلی فیس تو فیس با استاد: در صورتی که استاد کم سن و سال و مجرد باشد و … ) ۱ ظهر: وسط کلاس موبایل دختر می زنگه و دختر با عجله از کلاس خارج میشه تا جواب منیژه جون رو بده. و منیژه جون بعد از ۱/۵ ساعت که قضیه خاستگاری دیشبش رو + قضیه شکست عشقی دوست مشترکشون رو براش تعریف کرد گوشی رو قطع می کنه. اما دیگه کلاس تموم شده . ۲ ظهر: کلاس تموم شده و دختر مجبوره از یکی از پسرای کلاس جزوه بگیره. توجه داشته باشین دختر نباید از دخترا جزوه بگیره. آخه جزوه دخترا کامل نیست!!!!!!!!!!! ۳ ظهر: دختر همچنان در جستجوی کیس مناسب جهت دریافت جزوه!!!!! ۴عصر: دختر نا امید در حرکت به سمت خانه. ۵ عصر: یکدفعه ماشین همون پسر پولداره که جزوه هاشم خیلی کامله جلوی پای دختره ترمز می کنه و ازش می خواد که برسونتش. ۶ عصر: دختر به همراه شاهزاده رویاهاش در کافی شاپ گل زنبق!!! میز دوم. به صرف سیرابی گلاسه. ۷ عصر: دختر دیگه باید بره خونه و پسر تا دم خونه می رسونتش. ۸ غروب: دختر در حال پیاده شدناونو از ماشین اون پسره: راستی ببخشید جزوه تون کامله؟؟؟ امروز انقدر از عشق سخن گفتی مجالی برای تبادل جزوه نموند. و جزوه رو از پسر می گیره. ۹ شب: دختر در حال چیدن میز شام در خانه سه تا ظرف چینی گل سرخی جهیزیه مامانش رو میشکونه (از عواقب عاشقی) ۱۰شب: دختر در حال تفکر به اینکه ماه عسل با اون پسره کجا برن ؟؟!!؟!؟!؟!؟! ۲شب: دختر داره خواب میبینه رفته ماه عسل. ۵ صبح: دختره بیدار میشه و میبینه اون پسره پیام داده که: برای نامزدم کلی از تو تعریف کردم. خیلی دوست داره امروز با من بیاد دانشگاه ببینتت!! و امروز دختر باید کمی زودتر به دانشگاه برود. شاید جای مناسب تری در کلاس نصیبش شد!!!!!!!!!!!!!
موضوع :
خنده دار
ادامه مطلب
موضوع :
جالب
دختر ۲۵ ساله با تغییر در هیکلش همه را شگفت زده کرد
![]() هریت جنکیس که اهل جنوب همپتون است ،۱۷۰ سانتی متر قد و حدود ۱۶۵ پوند وزن داشت. این زن انگلیسی می گوید: آرزو داشتم معلم شوم ولی به دلیل اینکه همواره می ترسیدم شاگردانم مرا مسخره کنم . سرانجام وی توانست با تشویق و کمک دوستانش شروع به کاهش وزنش کند . این دختر توانست با ورزش و رژیم های غذایی متخصصین توانست ۹۲ کیلوگرم در ۶ ماه از وزن خود بکاهد. حالا هریت توانسته به عنوان یک معلم در چندین مدرسه تدریس کند و این امر را مدیون دوستان و مهمتر از همه اراده ی خود می داند. هریت توانسته با این کاهش وزن رکورد خود را در گینس ثبت کند.
موضوع :
جالب
دیدن صورت این مرد واقعا دل و جرات می خواد!!
دیدن صورت این مرد واقعا دل و جرات می خواد!! یک مرد هندی 44 ساله در حال مبارزه با یک ... یک مرد هندی 44 ساله در حال مبارزه با یک بیماری نادر است که چهره ای زشت را به او داده و مشکلات زیادی را برای او به وجود آورده است. محمد حاسین، مرد هندی که در حال حاضر 44 سال داشته و در شهر "سیناگار" زندگی می کند از یک نوع بیماری بسیار نادر رنج می برد. این سندرم خاص باعث شده است تا طرف راست صورت و سینه وی به شکل ترسناک و زشتی پیدا کند. وی از زمانی که متولد شده بود دارای لکه ای سرخ بر روی صورتش بود که کم کم بزرگ شده و سمت راست سینه وی را نیز پوشانده است. متاسفانه این لکه در صورت وی باد کرده و شکل بسیار نامطلوبی را به این مرد داده است. متاسفانه خانواده او به دلایل مشکلات مالی نتوانسته بودند او را در زمان کودکی درمان کنند و وی تا دوره بزرگ سالی با این مشکل دست و پنجه نرم کرد. او خود در این مورد می گوید: من در ابتدا متوجه نبودم که با دیگران متفاوت هستم و دلیل آن هم رفتار خوب خانواده و اطرافیان با من بود. اما پس از رسیدن به سن بلوغ و ورود به جامعه بود که من متوجه شدم که تفاوتهایی با دیگران دارم. متاسفانه بسیاری از مردم با من برخورد مناسبی نداشتند و حتی تعدادی تصور می کنند که بیماری من واگیردار است و صورت خود را در مقابل من می پوشانند. من چند بار سعی کردم که ازدواج کنم اما به خاطر این بیماری موفق نشدم. او در زمانی که به اندازه کافی رشد کرد به دنبال شغلی گشت تا نهایتا در یک دفتر روابط عمومی به عنوان یک کارمند ساده استخدام شد. وی پس از جمع کردن پول کافی به پزشک مراجعه کرد. پزشکان بیماری وی را سندرم " haemangioma " تشخیص دادند که در آن توموری در بدن به وجود می آید که پر از رگهای خونی اضافی و ناخواسته است. وی در هندوستان به زیر تیغ جراحان رفت که متاسفانه به دلیل خونریزی عمل وی ناموفق بود. وی سپس با دکتر " میلتون وانر" در نیویورک تماس گرفت تا در مورد مشکل خود مشورت بگیرد. این پزشک بیماری وی را "لکه سرخ" تشخیص دادند که به دلیل درمان نشدن رشد کرده و به این شکل در آمده است. این پزشک در مورد شرایط محمد می گوید: بیماری "لکه سرخ" قابل درمان است اما در این مورد به دلیل عدم درمان و بزرگ شدن عضو کار برای درمان بسیار سخت شده است. اما همچنان امیدهایی برای درمان وجود دارد. محمد امیدوار است که بتواند با انجام عمل جراحی از این شرایط نجات پیدا کرده و به زندگی عادی خود بازگردد. وی در حال حاضر با مادر و خواهر خود زندگی می کند. پدر او در سال 2008 میلادی فوت کرده است.
موضوع :
جالب
ادامه مطلب
موضوع :
جالب
کریس رونالدو در ایران!!
این عکس یکی از هم وطنان در روستای نودشه کرمانشاه است. شباهت زیادی بین او و رونالدو وجود دارد،آنقدر زیاد که می توان گفت او برادر دو قلوی ستاره رئال مادرید است.
موضوع :
جالب
ادامه مطلب
موضوع :
جالب
ادامه مطلب
موضوع :
دانلود عکس
ادامه مطلب
موضوع :
جالب
موضوع :
جالب
آخرین مطالب سایت
گوگل ارت فارسی Google Earth 6.2.2.6613 نسخه جدید 2012
ابزار: اوقات شرعی
ابزار: دیکشنری آنلاین متن
ابزار: مترجم صفحه
ابزار: آیکن پرینت از صفحه
ابزار: اشتراک گذاری صفحه
ابزار: آیکن شبکه اجتماعی فیس بوک
ابزار: ابزار آپلود عکس و فایل
ابزار: دکمه تماس با ما - پایین صفحه
ابزار: وضعیت آب و هوا
ابزار: پرچم بالای صفحه
ابزار: دکمه 1+ گوگل پلاس برای صفحه
عکس: سالومه مجری شبکه من و تو زمانی که در ایران بود
ابزار: لودینگ صفحه
ابزار هدایت به بالا صفحه
لیست کامل مطالب ارسالی |
منو اصلی |